سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
482
تاريخ ايران ( فارسى )
هزاران نفر از اتباع ، زير بار و گرفتار بودند . بنابراين آنها مجبور بودند كه يك مسافت طولانى يكهزار و پانصد ميلى را از يك سرزمين فقير و خشك و بىآب و شايد هم مخالف و خصومتآميزى عبور نمايند . اين آرتش پس از عبور از قسمتهائى كه گفته شد ميبايست با يك دشمنى روبرو شود كه چندان قوى نبوده است ، ليكن محتمل بود كه اگر دستجات روسى در كار نباشند بوسيلهء افسران روسى و پولهاى آنان تقويت شده و نيرومند گردد . چنانچه تلفات از مشقات و سختىهاى راه ، گماشتن مستحفظين و پادگانها در اماكن و نقاط سوق الجيشى و بالاخره احتمال حمله و هجوم از طرف افغانان ، همهء اينها را در نظر بگيريم بايد اعتراف نمود كه اجرا و انجام اين لشكركشى از نظر نظامى صعب و مشكل بوده است . خوشبختانه قبل از شروع به اين حركت اخبارى بهندوستان رسيد كه محمد شاه اقدام خود را در مقابل هرات بىنتيجه ديده و به ايران مراجعت نموده است . در آنموقع بايد اينطور فكر كرده باشند كه با از بين رفتن اين تهديد جدى و واقعى به هندوستان ، ديگر بجنگ واداشتن يك آرتش انگليسى در افغانستان مورد لزوم نبود . هرچند تصميم گرفته شد كه دوست محمد نمايندهء خاندان سلطنتى بار كزائى را از افغانستان بيرون كرده و شاه شجاع را كه از فاميل سادوزائى بود بجاى او بر تخت نشانند و علتى هم كه در اين باب اظهار ميشد اين بود كه خصومت دوست محمد خان صلح و آرامش هندوستان را تهديد مىكند ، اما بايد دانست كه تا زمانيكه محمد شاه هرات را در محاصره داشت دلايل قوى براى يك لشكركشى بدانسوى موجود بود ، ولى وقتى كه او با عدم موفقيت مواجه گرديد ديگر عذر موجه و يا دليل ارجدارى براى اين لشكركشى باقى نماند . گذشته از آن لشكركشى به افغانستان به منظور جانشين كردن يك حكمفرماى نالايق بجاى يك حكمفرماى فوق العاده لايق و مستعدى خود دور از انصاف بوده است . حتى بعد از تصميم باينكه اين نيروهاى اعزامى را تقليل دهند باز آنوقت مسئلهء خواربار و آذوقه و وسائل حمل و نقل بر موقعيت نظامى تحكم و سلطه پيدا كرد . بعلاوه تلفات افراد و شترها در معبر بولان خيلى سنگين بود . قندهار خوشبختانه بىدفاع بود و اين